|
|
|
|
|
مشکل من روابط عمومی بد نیست . از خیلی از پسر های دیگه هم بهترم (!) پس چرا به این وضع افتاده ام ؟ چون حوصله و پول دختر بازی رو ندارم ! وقتی با دختر حرف می زنم ، با اینکه می تونم حرف زدن رو ادامه بدم و مثل بقیه چرت و پرت بگم ، ولی اصل مطلب رو میگم و تمومش می کنم. حال و حوصله تلفن حرف زدن با یک دختر رو ندارم. این رو که همش بهش زنگ بزنم و بگم : چطوری ؟ امروز چی کار کردی ؟ دیروز چی کار کردی !؟ و.... اصلا برام غیر قابل تحمله. ترجیح میدم به جای اینکه با ماشین برم در خونه یک دختر و بریم بیرون ، این وقت و هزینه رو برای یک کار بهتر و مفید تر بذارم. و در کنار همه اینها ، پول هم ندارم ! پول من در حدی است که بتونم برای خودم خوب خرج کنم و با دوستهام بریم بیرون و اگه چیزی خواستم بخرم. ولی برای اینکه برای یک نفر دیگه هم خرج کنم و اون رو هم شریک کنم اصلا جا ندارم ! قبلا به همه حسودیم میشد. به کسانی که با دختر توی خیابون راه می روند ، با دختر ها راحت حرف می زنند ، دختر سوار ماشینشون می کنند ، با دختر ور می روند و.... . ولی الان میدونم که همه این کارها رو من هم می تونم بکنم ولی احتیاج به گذاشتن وقت و پول و حوصله و اعصاب و ... داره که من ندارم ! پس این وسط عشق چی میشه ؟ نیاز جنسی و احتیاج به دستمالی کردن یک دختر چی میشه ؟ آیا اگه اینجوری پیش برم ، عقده ای و ندید بدید میشم ؟ نمی دونم ! شاید همه اینها سرکوب بشه و من هم بعدا عقده ای بشم که چرا این کارها رو نکردم ! -----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نیما ، که یه مقدار خرپول هم هستند ، هفته پیش BMW 530D خرید 130 میلیون ! خدا از این پول ها به ما هم بده ! امروز صبح زود اومد در خونه ما که بریم یه دور بزنیم. چقدر این ماشین خفن بود ! آدم دلش میخواست روکش چرمی صندلی هاش رو از بس نرم بود گاز بزنه ! توی سرعت گیر ها و چاله چوله های خیابون ، ماشین خیلی خیلی کم و در حد سانتیمتر تکون می خورد . انگار نه انگار داریم از روی سرعت گیر و دریچه آب و.. رد میشیم ! رفتیم توی اتوبان و حدود 160 کیلومتر سرعت داشتیم ( این سرعت برای اون ماشین واقعا چیزی نیست و اصلا متوجه نمیشین ) که یکدفعه آروم سرعت ماشین کم شد و روی مانیتور به انگلیسی نوشت : راننده گرامی ! چرخ جلوی سمت راست شما پنچر شده است . شما می توانید با حد اکثر سرعت 80 کیلومتر بر ساعت رانندگی کنید . لطفا در اسرع وقت به تعمیرگاه مجاز مراجعه نمایید ! گفتم : چی شد ؟! پنچر شدیم مثلا ؟ گفت : آره ! مثل اینکه رینگ ایراد داره و باد رو خالی می کنه . دور زدیم یک جا وایستادیم و لاستیک رو دیدیم که یه مقدار خوابیده بود . نیما من رو رسوند و خودش رفت خونه . حالا شما فکر کنید اگه با پراید یا یه ماشین دیگه توی اون سرعت پنچر می شدیم چه اتفاقی می افتاد !؟؟ ----------------------------------------------------------------------------------------------------
فیلم WALL-E آخرین انیمیشن ساخت دیزنی و پیکسار ، از نظر طراحی وداستان و... فوق العاده عالیه و شما هم شاید این فیلم رو دیده باشین. ولی من چند تا ایراد علمی توی این فیلم پیدا کرده ام ! یا فیلم واقعا ایراد داره و کسی نفهمیده ، یا من دلیل اینها رو نفهمیدم ! 1- والی می توانست یکی از همنوعان خودش رو تعمیر کنه و از تنهایی و مشکل عاطفی در بیاد . با اینکه او هوش این کار رو هم داشت ، ولی این کار رو نکرد. 2- هنگام درگیری میان کاپیتان سفینه و سکان هدایت اتوماتیک ، سفینه اکسیوم کج میشه و تمام آدم ها و حتی صندلی های ترن ها به پایین پرت می شوند . درحالی که در فضا اصلا جاذبه وجود نداره ! با فرض اینکه جاذبه مصنوعی هم در سفینه ایجاد شده باشه ، این جاذبه همواره به سمت پایین سفینه است و با کج شدن سفینه جهت این جاذبه تغییر نمی کنه . یعنی اگر سفینه کاملا برعکس هم بشه ، باز هم همه به سمت کف سفینه کشیده می شوند . چون در فضا ، بالا و پایین معنا نداره . 3- نشستن طولانی مدت بر روی صندلی ، خسته کننده و غیر قابل تحمل است و حتی باعث فشار به عضلات و ایجاد زخم بستر میشه . ولی در این فیلم آدم ها اینقدر روی صندلی نشسته اند که راه رفتن را از یاد برده اند ! 4- چاق شدن بر اثر کم تحرکی (نه ژنتیکی) و یا ایجاد پوکی استخوان ، امری غیر ارثی است و نسل به نسل منتقل نمی شه. در حالی که بر روی دیوار اتاق کاپیتان سفینه می بینیم که کاپیتان های قبلی نسل به نسل چاق تر شده اند. در صورتی که شرایط زندگی آنها یکسان بوده ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 21:19 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی بر همه و بر من مبارک باد ! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 13:17 توسط سعید
|
|
||