تبليغاتX
رابطه
رابطه ، خوب است !
سارا امروز گرين كارت گرفت .  گرين كارت در كمتر از يك سال !    هنوز يك سال هم نشده كه رسيده آمريكا ، ولي  با وكيل و... كارش درست شده . 

خوش به حالش ؟؟

امروز فهميدم يه عده از افراد نزديك ، دلشون مي خواد من هميشه توي ايران بمونم و هيچ جا نرم. و به خاطر اين ، هر كاري مي كنند.  من داشتم قرباني افكار مزخرف چند نفر مي شدم كه تازه امروز متوجه شدم ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 0:21  توسط سعید  | 

آرزوي من اين است   كه يك بار برم پارتي  ببينم چيه اصلا !!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 17:43  توسط سعید  | 

امروز صبح با دوستم مي خواستيم بريم حوزه كنكور سراسري ، يه سري عكس بگيريم و به اونهايي كه كنكور ميدن بخنديم ‌( !‌ ) ، و در كل ببينيم چه خبره.

كلي دوربين و تجهيزات برداشتيم و رفتيم جلوي دانشگاه شريف ، ولي اونجا حوزه كنكور نبود !   رفتيم دانشگاه امير كبير ، ولي اونجا هم خبري نبود. رفتيم دبيرستان مطهري كه هميشه خدا حوزه است ، ولي اونجا هم پرنده پر نمي زد !   رفتيم دبيرستان البرز ، اصلا درش بسته بود !

ديگه مونديم كه كجا بريم. اومديم خونه و من فتوكپي كارت كنكور خودم رو پيدا كردم . حوزه من توي ميدون مادر بود. رفتيم اونجا ، ولي هر چي گشتيم و هر چي پرسيديم ، هيچ كس نمي دونست اصلا همچين هنرستاني وجود داره !

اونقدر دنبال حوزه گشتيم ، تا ساعت ۱۲ شد و كنكور تموم شد و ما به شدت ضايع شديم ! ديگه بيخيال شديم و برگشتيم خونه .  نزديك كه شديم ، ديديم طرف خودمون چقدر شلوغ شده .

از مردم سوال كرديم كه چرا اينجا شلوغه  ؛ گفتند :  دبيرستان فلان !  حوزه كنكوره !

اي بابا !....  دبيرستان نزديك خونه خودمون ، كه حوزه امتحان نهايي سوم دبيرستان خودمون هم اونجا يود ،  حوزه كنكور بود  و ما نفهميده بوديم !... اي خدا ... !!

خلاصه شديدا شكست خورديم. قسمت نبود پاي ما به حوزه برسه . تا الان هم هيچ عكسي از كنكور منتشر نشده . اگه ما عكس گرفته بوديم ، الان به عنوان اولين عكسها توي اين وبلاگ منتشر مي شد !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:39  توسط سعید  | 

دوست دختر براي من ، فقط اتلاف وقت و هزينه است . چون اصلا نمي تونم به چيزي كه ميخوام برسم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:16  توسط سعید  |