|
|
|
|
|
( با عرض معذرت از الهام عزیز {اسم مستعار !} که ممکنه این نوشته رو بخونه. هیچ کس توی این وبلاگ تو رو نمیشناسه و چیزهایی که من نوشتم نظر من نیست ، بلکه حقیقته )
---------------------------------------------------------- با دختر جدید ، که اسمش مثلا الهام بود ! ، تموم کردم . باهاش راحت نبودم. اصلا اون کسی نبود که من می خواستم. یه دختر معمولی و پر رو بود ، که خیلی خودش رو با تجربه و آدم دیده می دونست و از روی ترحم با من دوست شده بود . پایین شهری و یه مقدار بد دهن بود و خودش رو خیلی بهتر از این ها فرض می کرد . می گفت چون من کم تجربه ام ، برام کلاس نذاشته و باهام راحت بوده. ولی با یک پسر دیگه ، میتونه اینجوری نباشه و دفعه های اول مغرور و سنگین و با کلاس باشه تا پسره حساب کار دستش بیاد . ولی یک پسر این کاره ، توی نگاه اول خیلی سریع ، این نقش بازی کردن رو می فهمه. کسی نمی تونه ادای خفن بودن رو در بیاره . یک دختر واقعا خفن و با کلاس ، ـ که عمرا من و امثال من بتونه باهاش دوست بشه و ساپورتش کنه ! ـ از دور داد می زنه. نمی دونم چرا اصلا دستم نمی رفت که براش خرج کنم . همش فکر می کردم که یک دختر آویزون و باری به هر جهته که فقط برای خوشگذرونی و گردش و سوار ماشین شدن و تیغ زدن پسرا باهاشون دوست میشه و واقعا هم همینطوری بود. بعضی از دختر ها این کاره هستند ! یعنی یه پسر می فهمه که اگه یه مدت با این دختر باشه و براش خرج کنه ، می تونه ازش پا بگیره (ببخشید البته !) . ولی این دختر ذاتا خوب بود و اصلا اهل این کار ها نبود . من هنوز نفهمیدم که یه پسر به چه امید و هدفی میاد با همچین دختری دوست بشه ؟ مگه اینکه یک پسر خیلی خیلی با سیاست و اهل فریب دادن باشه و قلق و روش کار دستش باشه . ولی این روش های وقت گیر هم روی همچین دختر ی اثر نداره. ببخشید که این نوشته و حرف زدن من اینقدر بی خود و کوچه بازای شد ! برای خودم و دوست پسر های قبلی و بعدی این دختر متاسفم ! باید یه مقدار سرمون رو بالاتر بگیریم و ببینیم آیا جاهای دیگه دنیا هم اینجوریه ؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:11 توسط سعید
|
|
||