تبليغاتX
رابطه - اخلاق
رابطه ، خوب است !
دوستهای من انگار قاطی کرده اند.

زمانی که دبیرستانی بودیم ، همه مون اوشکول بودیم. همه مثل هم بودیم و ممکن بود به دختر بازی و... فکر هم نکنیم. اما زمان گذشت و گذشت....  کنکور رو دادیم . بعد از کنکور یه مقدار پخش و پلا شدیم و کم کم مسیر ها از هم جدا شد.

هر کس رفت پی کار خودش و بعضی ها تازه فهمیدند که چه لذت هایی تا به حال نبرده اند . برای همین یکدفعه جو گیر شدند. بعضی ها هم که حتی از من پخمه تر و ساده تر و مثبت تر بودند ، کم کم رفتار و اخلاقشون عوض شد.

امروز با محمد و نیما و یک محمد دیگه ، رفته بودیم بیرون. دوست دختر محمد ، که همکلاسی دانشگاهش هم هست ، هر چند دقیقه زنگ می زد و مدام چرت و پرت می گفتند و صداشون رو برای هم عوض می کردند و الکی قربون صدقه هم می رفتند.

اون یکی محمد ، کارهای عجیب و بی خودی می کنه. بچه خوبیه ، ولی نمی دونم چرا اینجوری شده. توی یکی از پاساژ ها ، یکی از دوست های دانشگاهش رو با دو تا دختر دید. به پسره گفت : این یکی دختره مال من ! و صاف رفت دستشو انداخت گردن دختری که اسمش رو هم نمی دونست.  دختره یه کم ناراحت شد و من از خجالت ولشون کردم اومدم بیرون.

دنبال ماشین هایی که دختر توشه می گردند ، به دختر های این کاره توی خیابون بعضی وقت ها تیکه میندازن ، با فامیل و دوستان شماره دختر رد و بدل می کنند و خیلی کارهای دیگه که واقعا نمی دونند برای چی دارند این کارها رو می کنند.

شاید من مشکل دارم که از این کار ها خوشم نمیاد . به خودم شک کردم. 

رابطه با یک دختر ؛ بی قانون ترین و احساسی ترین کار دنیا است.  هیچ روش و قاعده مشخصی نداره و همش از روی احساسه .

من دلم میخواد بدونم توی کشور های دیگه مردم چی کار می کنند ؟  کارهای ما رو می کنند ؟  اصلا همچین مشکل و دغدغه ای دارند ؟ 

همه ما یه چیز های کلی درباره روابط خارجی ها می دونیم و توی فیلم ها دیدیم . ولی کسی می تونه به این سوال ها دقیقا جواب بده ؛ که خارج از ایران زندگی کرده باشه و این ریزه کاری ها رو از نزدیک دیده باشه.  همچین کسی هست !  ؟

کاش اینجا نبودم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 22:56  توسط سعید  |