|
|
|
|
|
امروز با پریا رفتیم بیرون. از چند روز قبل زنگ زده بود و امروز که آخرین امتحانش رو می داد ، جلوی دانشگاهش قرار گذاشتیم .
خوش تیپ تر شده بود و آرایشش هم خفن تر شده بود . پریا یه مقدار با بقیه دختر ها فرق داره . باهاش راحت ترم. یه مقدار چرخیدیم و یه چیزی خوردیم و اومدیم. دو تا عکس هم از خودش برام بلوتوث کرد. عکسها رو ریختم تو کامپیوتر و داشتم نگاهشون می کردم . عکس ها رو توی خونه از خودش گرفته بود. توی یکی از عکسها دیدم یک چیز بزرگ و عجیب پشت سرش داره برق می زنه. با فتوشاپ یه کمی با عکس ور رفتم و روشن ترش کردم که یکدفعه اون چیز عجیب معلوم شد . درخت کریسمس !! تاریخ عکس هم دقیقا مال کریسمس امساله . وای ! یعنی پریا مسیحی بود و من نمی دونستم !؟ عجب اتفاقی !! با یک دختر هم دین خودم دوست شده ام ! شاید برای همینه که باهاش راحت ترم ..... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 14:33 توسط سعید
|
|
||